السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

315

تفسير الميزان ( فارسي )

مىگردد . بنا بر اين ، معناى تصريف آب در ميان مردم اين است كه يك بار از قومى گرفته به قومى ديگر بدهد و بار ديگر از همان قوم نيز گرفته به اولى بدهد ، در نتيجه يكسره باران را بر يك قوم نباراند و با باراندن دائمى هلاكشان نكند و نيز آن را از قومى ديگر به كلى قطع نكند و در نتيجه از تشنگى هلاك نسازد ، بلكه آن را در ميان اقوام بگرداند ، تا هر قومى نصيب خود را از آن به مقدارى كه مصلحت است بگيرند و از آن بهره مند شوند . بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : مراد از تصريف آب ، گرداندن و بردن آن از اينجا به آنجا است . جمله * ( « لِيَذَّكَّرُوا فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً » ) * تعليل و بيان دليل تصريف است ، و معنايش اين است كه سوگند مىخورم كه ما آب را در ميان مردم جابجا نكرديم مگر براى اينكه متذكر شوند و شكر بجاى آرند . ولى بيشتر مردم از اداى شكر نعمتهاى ما خوددارى كردند . * ( « وَلَوْ شِئْنا لَبَعَثْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيراً » ) * يعنى اگر مىخواستيم به هر قريه اى رسول و نذيرى بفرستيم كه هر يك ، مردم قريه خود را انذار نموده ، رسالت ما را ابلاغ كند مىفرستاديم ليكن اين كار را نكرديم و به خاطر مقام ارجمند و منزلت عظيمى كه تو نزد ما دارى تو را به سوى تمامى قريه هاى عالم ، نذير و رسول فرستاديم - مفسرين اين جمله را اين طور تفسير كرده‌اند . و آيه بعدى هم خالى از تاييد آن نيست ، علاوه بر اين ، با آن وجهى كه ما براى اتصال آيات آورديم نيز مناسبتر است . ممكن هم هست مراد اين باشد كه ما قادريم بر اينكه در هر قريه اى رسولى مبعوث كنيم و اگر اين كار را نكرديم و تنها تو را اختيار نموديم به خاطر مصلحتى بود . * ( « فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَجاهِدْهُمْ بِه جِهاداً كَبِيراً » ) * اين جمله متفرع است بر معناى آيه قبلى و ضمير « به » به شهادت سياق آيات ، به قرآن بر مىگردد و كلمه « مجاهده » و نيز « جهاد » به معناى جد و جهد و به كار بردن نهايت نيرو در دفع دشمن است . و چون گفتيم ضمير به قرآن بر مىگردد معنا اين مىشود كه : با قرآن با دشمنان جهاد كن ، يعنى قرآن را بر آنان بخوان و معارف و حقايق آن را بر ايشان بيان كن و حجت را بر ايشان تمام نما . پس حاصل معنا و مضمون آيه اين شد كه : وقتى مثل رسالت الهى در بر طرف كردن

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 173 .